جهت ارتباط با فرد سرشناس محیط زیست و منابع طبیعی با شماره های بالا تماس حاصل فرمایین
*رنج بلوط*
درختانی که زخم خوردهاند از دست انسانِ نا آگاه،
اما هنوز ایستادهاند،
مثل دستانی که نمیلرزند حتی وقتی دنیا بر شانههایشان سنگینی میکند.
صدای باد در شاخهها حکایت مقاومت است،
ولی چه کسی گوش میدهد؟
چه کسی صدای ریشههای خشکیده را میشنود؟
کلمت، ای خاک سرد، تنها صدا بزن،
شاید کسی بشنود و دستهای تبر را کنار بگذارد،
و دوباره به بلوطها جان بدهد.
شب حادثه، روز غیرت؛ یادی از نجاتبخشان طبیعت
آتشسوزی بزرگ، انسانهای بزرگتر
قهرمانان شب آتش؛ وقتی جان برای نجات طبیعت سپر شد
شنبه – ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
شب، سیاهتر از همیشه بود… و کوههای کُلمت، زیر آتش میسوختند. درختان، خاموش و بیدفاع، یکییکی در شعلهها فرو میرفتند. صدای سوختن برگها، مثل نالهای در گوش کوه میپیچید و آسمان، مات و بیصدا، شاهد این سوگواری خاموش بود.
اما در دل این تاریکی و آتش، کسانی بودند که ایستادند. جانشان را کف دست گرفتند و پا به دل شعلهها گذاشتند. خاموش کردن این آتش، کار سادهای نبود… در آن شب پرمخاطره، یک لحظه همه چیز به یک نفس بند بود. خطر، نزدیکتر از همیشه، سایه انداخته بود بر جان این مردان دلیر… اما با لطف خدا، و با همت و شجاعتشان، این اتفاق بهخیر گذشت.
سپاس عمیق و بیپایان ما تقدیم میشود به قهرمانان عزیز و گرامی:
کارکنان فداکار منابع طبیعی دزپارت،
به دهیار محترم و دلسوز روستای کلمت، جناب آقای کاظم کرمی،
و به جناب آقای عزیزخان اسدی،
که در سختترین لحظهها، مردانه ایستادند و طبیعت را از فاجعهای بزرگتر نجات دادند.
شما قهرمانان خاموش این شب پرحادثهاید. نامتان بر تنهی سوختهی درختان حک میشود… اما در دلهای ما، همیشه سبز خواهید ماند.
برای مشاهده دهیاری روستای کلمت کلیک کنید:
متاسفانه هنوز این بخش فعال نشده است.
از تمامی فرهنگیان فرهیخته، اعضای محترم شورای اسلامی روستا، دهیاران دلسوز و کنشگران اجتماعی فعال تقاضا داریم که با همافزایی و آگاهیبخشی، گامی مؤثر در جهت حفاظت از درخان بلوط این منطقه بردارند. پاسداشت این میراث طبیعی و فرهنگی، تنها با همراهی و مشارکت آگاهانهی همهی دلسوزان محلی و ملی امکانپذیر است. بیاییم با هم، حافظ ریشههای سبز دیارمان باشیم.
نان بلوط مردم عشایر لر را نجات داد
در دورهٔ جنگ جهانی اول (میلادی ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ / هجری شمسی حدود ۱۲۹۶–۱۲۹۸)، ایران دچار قحطی سراسری شد و میلیونها نفر بر اثر گرسنگی و بیماری جان خود را از دست دادند. برآورد شده که ۸ تا ۱۰ میلیون نفر — تقریباً ۴۰ تا ۵۰٪ جمعیت آن زمان — جان باختند.
در همان دوران، برای مردم لرستان و زاگرسنشینان، میوه بلوط و نان محلی تهیهشده از آرد بلوط روی آورد. عشایر این مناطق نان بلوط به نام «کَلگ» میپختند؛ غذایی که نهتنها سیرکننده بوده بلکه به اعتقاد آنها نان درمانی نیز هست. بسیاری گفتهاند: «همین بلوط ما را از روزگار سیاه قحطی نجات داد.» همشهری آنلاین.
بنابراین:
سال قحطی بزرگ در ایران: حدود ۱۲۹۶–۱۲۹۸ خورشیدی (۱۹۱۷–۱۹۱۹ میلادی) ویکی پدیا
نقش بلوط و مردم لر: در مناطق زاگرس – که لرها در آن ساکن بودند – بلوط منبع اصلی مواد غذایی بود و نان بلوط (کلگ) به معنای واقعی غذایی نجاتبخش شد.
قحطی بزرگ ایران در سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ هـ.ش رخ داد.
لرها و زاگرسنشینان با پخت نان بلوط (کلگ) توانستند در مقابله با گرسنگی دوام بیاورند و جان بسیاری را نجات دهند.
نان کلگ چیست؟
متاسفانه این بخش هنوز فعال نشده است.
اهمیت درخت در فرهنگ ایرانی و منابع طبیعی، فقط به امروز و فردا مربوط نمیشود. از هزاران سال پیش، درختان جایگاه ویژهای در ذهن، دل، دین و آیین مردم این سرزمین داشتهاند.
در ایران باستان، درخت نه فقط بخشی از طبیعت، بلکه مقدس بوده است.
درخت، «مظهر زندگی و رشد» بود.
کاشت درخت یک کار نیک شمرده میشد و کسی که درختی را قطع میکرد، گناهکار تلقی میشد.
برخی درختها مانند سرو و چنار نماد پاکی و راستی بودند.
در متون پهلوی آمده: «کسی که درخت میکارد، انگار جهان را آباد کرده است.»
در داستانهای حماسی و اساطیری، درختان نقش محوری دارند؛ درختهایی که سایهشان پناهگاه پهلوانان بود یا از دلشان چشمهای میجوشید.
در فرهنگ آریایی و مادها، درخت بلوط نشانهای از قدرت، مقاومت و ایستادگی بود.
هر روستا در کنار خود یک یا چند «درخت کهنسال» داشت که مردم آن را نذر میکردند، گره دعا بر شاخهاش میزدند، و گرد آن جمع میشدند.
درخت، هم سفرهی مردم بود (با میوه، سایه، چوب)، هم پناهگاهشان، هم آرامگاهشان.
برای مشاهده اخبار و رویدادهای مهم کلمت کلیک کنید بر روی:
درخت، ریشه در دین ما دارد، در فرهنگ ما، در شعر ما، در سفرهی ما، و حتی در باورهای قدیمی ما.
اگر امروز ما از گچلها محافظت کنیم، یعنی به میراث هزارسالهی نیاکانمان وفادار ماندهایم.
همانطور که آنها برای ما کاشتند، ما هم باید برای آیندگان نگه داریم. درخت یعنی زندگی… از دیروز تا فردا.
در گویش محلی مردم منطقهی کلمت و بسیاری از نواحی لرنشین بختیاری، به بلوطی که تازه از زمین سر برآورده (یعنی نهال یا جوانهی بلوط) اصطلاحاً میگویند:
"گَچُلو" یا "گَچِل"
سلام بر مردم خوب، زحمتکش و ریشهدار روستای کلمت.
تا چند دهه پیش، وقتی از کلمت تا گردنههای اطراف قدم میزدیم، همهجا پر از درختهای بلوط (گچل) بود؛ درختانی که سایه میدادند، خاک را نگه میداشتند، و مأمن هزاران پرنده و جانور بودند. صدای سینهسره و سینهزرد که صبح زود با آوازشان دلها را روشن میکردند، هنوز در خاطرهی خیلی از ما زنده است.
اما امروز از آنهمه عظمت طبیعت، چه مانده؟ جای گچلها را زمینهای کشاورزی گرفتهاند. زمینهایی که ابتدا با بیل و دست زحمتکشان ما آماده شد، اما با ورود تراکتور و ماشینآلات، سرعت تخریب بیشتر شد. درختها افتادند، پرندهها کوچ کردند، خاک فرسوده شد و صدای طبیعت خاموش گشت.
برای کسانی که طبیعت را نمیشناسند، گچل شاید فقط یک درخت باشد؛ اما برای ما، گچل یعنی زندگی. سایهاش خنکاست، برگهایش کود طبیعیاند، ریشهاش خاک را نگه میدارد، و تنهاش پناه حیوانات و مأوای پرندگان است. گچل بخشی از زیستبوم زاگرس است؛ زاگرسی که ما در دل آن زاده شدهایم.
بیانیهای برای آگاهی، همدلی و اقدام مردمی در حفاظت از منابع طبیعی
ای مردم شریف، پاکسرشت و ریشهدار کلمت!
سلام بر شما که حافظان تاریخ و طبیعت این دیارید.
روستای کلمت، نگین درخشان جنوب زاگرس، در دل خود میراثی دارد که در کمتر جایی از این سرزمین یافت میشود: درختان بلوط؛ یا همان گچلهایی که نسل به نسل سایهشان، نفسشان، و ریشهشان، زندگی را در این خاک جاری کردهاند.
اما امروز، در آستانه بحرانی زیستمحیطی ایستادهایم. فرسایش خاک، خشکسالی، نابودی جنگلها و تهدید زیستبوم، ما را فرامیخوانند که کاری کنیم، حالا؛ نه فردا.
درختان بلوط در روستای کلمت، فقط درخت نیستند؛ شناسنامهی طبیعی، فرهنگی و حتی اقتصادی این سرزمیناند. ریشههای آنها خاک را حفظ میکند، شاخههایشان پناه پرندگان است، و سایهشان آرامش دل ما.
بلوطها اکسیژن تولید میکنند، خاک را تثبیت میکنند، با ریزش برگهایشان زمین را بارور میسازند، و حتی در قحطی ۱۳۴۵، نان «کلگ» آنها، جان هزاران نفر از قوم بختیاری و مردم منطقه را نجات داد.
درختان بلوط، نجاتدهندگان خاموش ما بودند؛ آیا سزاوار نیست امروز ما نگهبان آنها باشیم؟
بخش بزرگی از درختان بلوط و تنوع زیستی، در نواحی خاصی از اطراف روستای کلمت پراکندهاند. این مناطق، بخشی از هویت جغرافیایی، فرهنگی و زیستی این سرزمیناند:
نسه، زیرده، هزارمیشی، مازه چال، چهارتهرون، چلچله، مهرچکنم، مرچیکنم، کول سه، دره برفی، چوبندی، سرچال، تنگوار سلطون، چال تقی، چال جون، یه ره دره، گیونو، سرقلعه، کسنکال، دولولی، دولخاسه، برک کل، گود پیر، زیر میدان، پشت میدان، دردبردی، گله مرده، باغ خشکهها، دورده، شانه، کتا، پشت راها، دولدادها، خارزردون، تعلا، مافکه، لاکولوزه، باغ رواتک، کله مرده، پس تنیرها، آو تعله.
برخی از این مناطق هنوز هم امید به احیا دارند؛ اگر دست به کار شویم، هنوز میتوان نجاتشان داد.
قطع بیرویه درختان برای سوخت و ذغال
آتشسوزیهای ناخواسته یا عمدی
چرای بیرویه دام و تخریب جوانهها
ریختن زباله در دل طبیعت
بیتوجهی به منابع آبی و خشک شدن چشمهها
بیاهمیتی به فرهنگ بومی و حافظهی تاریخی مردم نسبت به گچلها
این تهدیدها، زندگی ما را نشانه گرفتهاند؛ نه فقط درختان را.
۱. احیای مناطق حساس:
با همکاری شورا و جوانان، مناطقی که هنوز پوشش بلوط دارند، شناسایی و علامتگذاری شوند.
۲. جایگزینی سوخت و چوب:
کمک به خانوارهای نیازمند برای تهیه سوخت جایگزین تا نیازی به قطع درختان نباشد.
۳. مدیریت چرای دام:
چرای محدود، گردشپذیر و کنترلشده برای جلوگیری از نابودی جوانهها.
۴. پیشگیری از آتشسوزی:
آموزش مردمی، گشت محلی، و اعلام خطر سریع هنگام وقوع آتشسوزی.
۵. کاشت و مراقبت از نهال بلوط:
هر خانوار، هر کودک، و هر مدرسه میتواند «نگهبان یک نهال» باشد.
۶. تهیه نقشه زیستی روستا:
مشخصسازی مناطق دارای پوشش جنگلی در نقشه محلی و نصب آن در مسجد، مدرسه یا شورا.
۷. آموزش و فرهنگسازی:
از مدرسه تا خانه، از مسجد تا جلسات خانوادگی، باید درباره اهمیت گچلها صحبت کنیم.
۸. استفاده از تجربه بزرگان:
دانش شفاهی و تجربهی ریشسفیدان دربارهی منابع طبیعی و راههای حفاظت از آنها ثبت و آموزش داده شود.
اگر امروز درخت ها و گچلها را حفظ نکنیم، فردا چیزی برای فرزندانمان باقی نخواهد ماند.
اگر امروز بیتفاوت باشیم، فردا باید پاسخگوی زمین، هوا، آب و آیندگان باشیم.
بلوطها نفس میکشند، ریشه میدوانند، و در سکوت برای ما زندگی میآفرینند...
بیایید ما هم برای آنها کاری کنیم.
به امید روزی که در سایهی هر گچل، کودکی بخندد، پرندهای بخواند، و آبی در چشمه بجوشد.
برای مشاهده کلیک کنید:
باتشکر از :
دانلود شجره نامه خاندان اسدی کلمتی...
برخیز و بنگر به ریشه ی خویش...
(خیام)
کی محمد لجمیر اورک...
ز نام نیکو گر بماند ز آدمی
مرحوم میر صیاد محمد مراد اسدی...
یادنامهی مردی از تبار کوه، غیرت و وقار