جهت ارتباط با فرد سرشناس بزرگان و مشاهیر با شماره های بالا تماس حاصل فرمایین
در سپیدهدم روزگاری که هنوز صدای پای زمان آرام و سنجیده در دل دشتها و کوههای کلمت و منطقه میپیچید، مردی بر پهنهٔ سرزمین لجمیر اورک و شالو قد کشید که نام و یادش، هماره با وزش نسیم و جریان آبهای کارون، در ذهن و دل مردم زنده میماند. او، مرحوم ملا یدالله اسدی لجمیر اورک، پسر کی اسد، نوه مشهدی رجب و نتیجه کی محمد لجمیر اورک از خاندان اتابکان لر بزرگ، استاد ترکهبستن پل و طبیب حاذق عشایر بود.
برای مشاهده بزرگان کلیک کنید بر روی:
ملا یدالله اسدی لجمیر اورک: مردی از دل تاریخ
با دانایی و مهارتش نه تنها مسیر عبور و مرور ایل را هموار میکرد، بلکه دلها را نیز به مهر و مهربانی میگشود. هر قدمش بر خاک این سرزمین، حکایتی از شجاعت، راستگویی و بزرگواری بود و هر دستش، چه در ترکهبستن پل و چه در طبابت، نشانهای از توانایی و تدبیر مردی بود که نامش با تاریخ و فرهنگ بختیاری عجین شده بود.
برای مشاهده صفحه کی اسد کلیک کنید بر روی: کی اسد لجمیر اورک
برای مشاهده صفحه مشهدی رجب کلیک کنید بر روی: کی رجب لجمیر اورک
برای مشاهده صفحه کی محمد کلیک کنید بر روی: کی محمد لجمیر اورک
برای مشاهده صفحه اتابکان لر بزرگ کلیک کنید بر روی: تاریخ اتابکان لر بزرگ
سلسله اتابکان لر بزرگ و پلهای تاریخ
سلسله اتابکان لُر بزرگ، که مرکز حکومت آنها در مالمیر «ایذه کنونی» قرار داشت، در دوران فرمانروایی خود دست به احداث پلی بر روی کارون زدند. مهندسان و معماران این پل در دو سوی درهای که رود کارون از آن میگذرد، دو دهانه بلند بر بستر رود با مصالح بومآورد منطقه بنا کردند. اما با فروپاشی سلسله اتابکان و نبود رسیدگی و مرمت سالیانه، این پل رو به فرسودگی نهاد و ارتباط دوسویه آن قطع شد.
روایت است که در روزگاری آشفته و پرغارت، هنگامی که یورشها به آبادیهای سرصحرا و اوند شدت گرفته بود، بزرگان و دلیران طایفهٔ لَجْمیرِ اورَک تابِ این بیعدالتی نیاوردند. در همان هنگامه، مرحوم حاج اسماعیل به همراه گروهی از شجاعان اورک و دو تن از نامآوران روستای کلمت ـ یعنی مرحوم پهلوان غلام لَجمیر اورک و مرحوم ملا یدالله ـ راه کهگیلویه در پیش گرفتند تا حق پایمالشدهٔ مردم را بازستانند.
گفتهاند که این مردان، در آن سفر خطیر، با شجاعت در میدان، با متانت در رفتار، و با سخنوری و درایت در مذاکره چنان ظاهر شدند که نهتنها غارت را تماموکمال باز پس گرفتند، بلکه به پاس شخصیت نافذ، خردمندی و کاراکتر کاریزماتیکِ کیاَسَدِ لَجمیر اورک، هدیهای نفیس نیز دریافت نمودند؛ چوغایی فاخر و زیبا که به نشان احترام و اعتراف به بزرگی آنان تقدیم گشت.
و از آن روز، این قصه در سینهٔ سینهٔ مردم مانده است؛ روایتی از غیرت، عزت، تدبیر و سربلندی؛ نشانی از آنکه اورک و کلمت، در لحظههای سخت، پشتبهپشت یکدیگر ایستادهاند، نه پشت به هم.
تا پیش از ورود برادران لینچ، عشایر بختیاری برای عبور و مرور هرساله از گذرگاه کارون، که عرض آن بیش از ۱۰۰ متر بود، از پل ترکهای بهره میبردند. پلهای ترکهای یا معلق، از بافتن تعداد زیادی تیرک چوبی و الیافهای دستبافت ساخته میشدند. سازندگان پل با اتصال آنها به ستونهای دو سوی رود در نقاط کمعرض، راه را برای عبور افراد و احشام هموار میکردند. هرچند حفاظهایی برای جلوگیری از سقوط به دره در دو سوی پلها نصب میشد، پل باید چنان چفت و بست میشد که قوانین فیزیک بر آن حاکم باشد؛ کاری که تنها از دست افراد محدود و آگاه به تعادل اجسام برمیآمد.
این پل به دلیل قرار گرفتن در منطقه شالو، به «پل شالو» معروف شد. آنچه طبق قبالهها و اسناد قدیمی بر جای مانده، نشان میدهد که پس از ورود کی محمد لجمیر اورک و پسرانش، از سرزمین جهره تا ملک اورک توسط ایشان خریداری شد و پل در قلمرو متصرفات قانونی آنان قرار گرفت. اما بعدها، به دلیل مراومات و پیوندهای خویشاوندی و طی تفاهم با بزرگان لجمیر اورک، بخشی از پل که در محدوده اصلی آن قرار داشت، به بزرگان لجمیر اورک واگذار شد. از آن زمان، احداث، مرمت، بازسازی و وصول خراج آن بر عهده طایفه کهن لجمیر اورک قرار گرفت.
در جغرافیای تاریخی پل شالو، نام برخی افراد همواره یادآور خاطرات و خطرات پیرامون این گذرگاه تاریخی است. خاندان محمدی — حاج سلطانعلی، حاج اسماعیل و آنصرالله محمدی — از جمله کسانی هستند که نامشان به دلیل مدیریت طولانیمدت بر پل و گذرگاه، با آن عجین شد. این خاندان، به سبب حسن خلق و ارتباط نزدیک با دیگر طوایف بختیاری، همواره در میان ایل از احترام و جایگاه ویژه برخوردار بودند.
آنها از استادان و مهندسین خودآموختهای بهره میبردند که تجربه زیستی و هوش بالایی داشتند. تمامی قراردادهای سالیانه این پل، به دلیل خوشخطی و دقت، توسط مرحوم ملا یدالله تهیه و تنظیم میشد.
ملا یدالله با پشتکار و تلاش در فراگیری دانش و مهارتهای عملی و نظری، نه تنها در ترکهبستن پل سرآمد بود، بلکه با تحصیل علم و دانش محلی، به طبیبی ماهر و مدیری توانمند تبدیل شد. چنین دانش و بینش، نشاندهنده اهمیت تحصیل علم و تجربه در ساختن مردان بزرگ و اثرگذار در جامعه است.
مرحوم ملا یدالله اسدی لجمیر اورک، پسر کی اسد لجمیر اورک دوران خود سرآمد بود. به گفته ی حاج اسماعیل محمدی، او در چفت و بست پلها تبحری فراتر از دیگران داشت.
پس از پایان ساخت پل بزرگ بر رودخانهٔ کارون، مردمِ دو سوی رود توانستند آزادانه به یکدیگر رفتوآمد کنند. اما همان پلی که با دستهای پینهبسته و نیتی پاک برپا شد، آتشِ غرور در سینهٔ گروهی از سوداگران نام و جاه را شعلهور کرد. آنان در نشستها و گردهماییهای پنهانی، ادعای مالکیت پل را مطرح کرده و خواستند آن را به نام «پل شالو» در اسناد رسمی ثبت کنند.
در برابر این زیادهخواهی، کِیاَسَد و پسرش ملا یدالله از روستای کلمت ایستادند؛ مردانی که جز راهِ حق و انصاف نمیشناختند. کیاسد بیهشدار وارد یکی از جلسات مخفی آنان شد و در میان مردم فریاد زد:
«این پل از مردم است و برای مردم ساخته شده؛ نه برای نامجویی، نانطلبی و فریب. ما با هم و با همین دستها و ترکهها ساختیمش برای گذرِ خلق، نه برای آنکه کسی نام شالو بر آن بنویسد و حق را بدزدد.»
در آن روزگار، ملا یدالله نیز در کنار پدرش پاسدار عدالت و حرمت خاک بود. ایستادگیِ آنان غبار تزویر را از چهرهٔ کار زدود و حقیقت را بر مردم روشن ساخت. اما سالها بعد، در اتاقهای آرامِ ادارات و پشت امضاهایی خاموش، کاری کردند که استخوانِ حق در گورش بلرزد.
امروز، در برخی اسناد رسمی، نام روستای همان مردمان شریف با عنوان جعلیِ «کلمت شالو» ثبت شده است؛ خیانتی آرام اما سنگین، برخلاف خواست مردم و حقیقت تاریخ. این نام نه در خاک ریشه دارد و نه در کار و کردار نیاکان؛ بلکه در نیرنگ و دستکاری. با این همه، مردم هنوز در دل تکرار میکنند:
«کلمت از مردمان اصیل روستای تاریخی کلمت مانده؛ نه از شالو و نه از تفرقه و جعل.»
برای مطالعه بیشتر در این مورد کلیک کنید بر روی:
و البته حقیقتی تلخ نیز در حافظهٔ جمعی مانده است: در دورهای که پل شکست و کارون، چند تن از مردان شریف طایفهٔ محترم شالو را به کام خود کشید، برای جلوگیری از درگیری و حفظ حرمت جانباختگان، آن سازه برای مدتی در گفتار عام به نام پل شالو شناخته شد؛ اما این نامِ شفاهی، هرگز سند هویت و تاریخ کَلْمَت نبود.
ملا یدالله لجمیر اورک نه تنها استاد بستن پل و ترکهبستن بود، بلکه طبیبی قهار در شکست و بست دست و پا و تجویز داروهای محلی نیز به شمار میرفت. طبابت در عشایر قدیم ایران مبتنی بر دانش بومی و تجربه بود؛ درمانها شامل شناخت گیاهان دارویی، شکستهبندی و زالو درمانی میشد و حکما و طبیبان مسنتر، با شناخت دقیق خود از طبیعت و بیماریها، بیماران را مداوا میکردند.
*گیاهان دارویی:* بهرهگیری از گیاهان مختلف برای درمان؛ مانند گل گاوزبان برای آرامش اعصاب و آویشن برای درمان سرماخوردگی.
*شکستهبندی:* افراد با تجربه، استخوانهای شکسته را جا میانداختند و با چوب و پارچه ثابت میکردند.
مرحوم ملا یدالله اسدی لجمیر اورک فردی باسواد، صبور و با بینشی عمیق بود و از معدود مردانی که در بزرگمنشی سرآمد دوران خود بودند.ابتدا ایشان و پدرشان، کی اسد، در اوند ساکن بودند، اما به دلیل اختلافات در اجاره پل و زمینهای سرصحرا و اوند و همچنین حسادت نسبت به شخصیت کاریزماتیک و نفوذ کلام کی اسد در طایفه لجمیر اورک، ایشان و پدرشان توسط عمو و عموزادههایشان به کلمت نقل مکان کردند. همین خصایص، موجب وصلت او با خاندان خوانین محمدی شد و پیوندی مستحکم میان تجربه، دانش فنی و شرافت خانوادگی ایجاد کرد.
اهمیت و نقش این گذرگاه استراتژیک
اهمیت و نقش این گذرگاه استراتژیک و علاقهمندی برخی از خوانین بختیاری به ترمیم مسیرهای بین خوزستان و اصفهان، نهایتاً به انعقاد قراردادی میان دولت ایران و شرکت برادران لینچ در سال ۱۳۰۶ هجری قمری انجامید. پل شالو نقشی تاریخی و حیاتی در حیات ایل بختیاری داشت. ملا یدالله بهترین استاد دوران خود در بستن ترکه بر پل بود، بهطوری که هر ساله تا پیش از قرارداد با شرکت برادران لینچ انگلستان، همراه حاج اسماعیل محمدی در این کار فعالیت میکرد و بخشی از خراج ترمیم و مرمت پل به او پرداخت میشد.
خصوصیات بارز او عبارت بود از: باسواد بودن، مهماننوازی، خوشبرخوردی، شخصیت کیخامنشی، صداقت و راستگویی، توجه به دیگران و تعاملات اجتماعی فراتر از طایفه لجمیر اورک. نفوذ کلام او به طوایف سهید و گورویی نیز سرایت داشت. وی صیاد ماهر و استاد ترکهبستن پل بود؛ در این هنر حتی از حاج اسماعیل محمدی نیز پیشی گرفت. هیچگاه به کسی زور نمیگفت، با همه مردم مهربان و خوشرو بود و احترام بزرگ و کوچک را نگاه میداشت. هنگام رحلت او، تمام زنان به رسم کهن بختیاری برایش گیس بریدند. در دوران حیاتش، خوانین بختیاری بهخاطر نفوذ و شهامت او، جرأت نزدیک شدن به سرزمین کلمت را نداشتند.
نفوذ کلام ایشان در خوانین بختیاری و خاندان لجمیر اورک به گونهای بود که هنگام عبور از مسیر چغاخور، بسیاری از افراد طایفه، جرأت و شهامت لازم برای تصمیمگیری و عمل مستقل را نداشتند و با احترام و تواضع، راهنماییها و رهنمودهای ایشان را دنبال میکردند.
در بزرگی و صلابت ملا یدالله همین بس که پس از وفاتش، زنان شعری زیبا در وصف او سرودند:
"ترک آمد، لر آمد، ملا یدالله از جا نورایساد.
ای خدا شیر پل درست کنم، از جا نوریساد"
تهیه و تنظیم قرارداد با طوایف مختلف بختیاری برای عبور از پل، توسط مرحوم ملا یدالله لجمیر اورک انجام میشد و این امور تحت نظارت آنصرالله محمدی و حاج اسماعیل محمدی قرار داشت. خراج پل نیز به تناسب میان طوایف و افراد مرتبط تقسیم میشد
علاوه بر این، بخشی از خراج پل به خانواده اسدی اختصاص داشت تا از پل حفاظت کنند و نقش مهمی در نگهبانی این گذرگاه استراتژیک ایفا کنند.
و به راستی که مردان بزرگ، مرد دوران خود بودند؛ کسانی که با دانش، مهارت و منش والای خود مسیر زندگی و فرهنگ جامعه را شکل میدادند. بایسته است که فرزندان این مردان بزرگ، راه و کنش ایشان را پیشه گیرند، در شناخت ارزشها و میراث گذشته کوشا باشند و با شجاعت، راستگویی و مهربانی، ادامهدهندهٔ نیکسیرتی و دانش مردان نامآور دیار خود باشند.
برای مشاهده افتخارات خاندان اسدی کلمتی کلیک کنید:
باتشکر از :
دانلود شجره نامه خاندان اسدی کلمتی...
برخیز و بنگر به ریشه ی خویش...
(خیام)
کی محمد لجمیر اورک...
ز نام نیکو گر بماند ز آدمی
مرحوم میر صیاد محمد مراد اسدی...
یادنامهی مردی از تبار کوه، غیرت و وقار