به نام بزرگان زنده باید بود
که بنیاد کردهاند هر نهاد و رود
بهکس نماند ز دانش بینیاز
که از گذشته باید گرفت باز
شاهنامه فردوسی
در این مقاله به بررسی رویداد تاریخی و عمرانی انتقال آب آشامیدنی به روستای کلمت در دوران جهاد سازندگی اوایل انقلاب اسلامی پرداخته شده است.
این پروژه با دغدغه مرحوم ملا محمد باقر اسدی برای اولین بار بیان شد .
اما بعد ها پروژه آبرسانی به روستای کلمت با درایت مرحوم ملا گردو کرمی، از کلانتران خوشنام ایل جلیل شالو، آغاز شد. ایشان که همواره در حفظ صلح، وحدت و آرامش مردم پیشقدم بود، پس از مشورت با بزرگان، دو نماینده دلسوز، مرحوم محمد مراد اسدی و مرحوم مشهدی یوسف کرمی را برای پیگیری این طرح مهم انتخاب کرد.
این دو بزرگوار با همت و تلاش خالصانه مسیر پیشرفت پروژه را ادامه دادند و همراهی ارزشمند مرحوم شاپور تیموری نقش کلیدی در موفقیت آن داشت. همچنین، زمین ساخت منبع آب با بزرگواری و ایثارگری مرحوم محمد مراد اسدی و مرحوم علی حسین اسدی وقف مردم شد.
این حماسه مردمی، نمونهای از اتحاد، همدلی و عشق به دیار است که نام آن در تاریخ کلمت جاودانه خواهد ماند.
تلاشهای بیبدیل مرحوم شاپور تیموری نیز نقش کلیدی در موفقیت این طرح داشت.
از زحمات صادقانه و همکاری صمیمانه مردم شریف کلمت و روستاهای همجوار نیز صمیمانه سپاسگزاریم؛ بدون همراهی و همدلی آنان، این موفقیت میسر نمیشد.
(زمین برای ساخت منبع در روستای کلمت با بزرگواری و درایت مرحوم محمد مراد اسدی و مرحوم علی حسین اسدی انجام شد.عزیزانی که زمین خود را وقف ساخت منبع برای تمام اهالی روستا کردند. )
از سوی دیگر، مرحوم ملا گردو و مرحوم علی قیصر با واگذاری بخشی از «جوسر» به دیگر طوایف، زمینه را برای انتقال آب فراهم ساختند. در هنگام جمعآوری هزینههای اداری، تمامی اهالی همکاری کردند، اما مرحوم علی قیصر با پرداخت مبلغ ۵۰۰ تومان بیشترین سهم را بر عهده گرفت؛ اقدامی که نشاندهنده بلندنظری و همت والای او بود.
همچنین مشهدی یوسف کرمی در طول اجرای پروژه به عنوان نماینده، با مهماننوازی و حسن خلق مثالزدنی خود، میزبان مسئولین و همراهان بود و نقشی ارزشمند در پیشبرد کار ایفا کرد.
این تلاشها و همیاریها برگ زرینی در تاریخ منطقه به شمار میآید؛ یاد و خاطره این بزرگان برای همیشه جاودانه خواهد ماند.
در هنگامهای که روستای کلمت، چون دیگر آبادیهای کهن زاگرس، با رنج بیآبی دست و پنجه نرم میکرد، در دل خاک خشک آن، امیدی جوانه زد؛ امیدی که نه از دل امکانات مدرن، بلکه از ایمان مردانی بلندهمت و نیاکانی دانا و مردمی برخاست که در آغوش کوه، غیرت، حکمت، و همبستگی را آموخته بودند.
در طلیعهی این جنبش مردمی، نام مرحوم ملا محمدباقر اسدی چون چراغی بر تاریکیها تابید. این مرد فرزانه، که در فهم زمانه و درک نیازهای جامعهاش از بسیاری پیشی گرفته بود، با دلی آکنده از درد مردم، مسئلهی آبرسانی را برای نخستین بار به زبان آورد؛ مسئلهای که نه فقط در کالبد آب، که در جان آن، کرامت انسانی و آیندهی نسلها نهفته بود.
او که به سیرهی پدران خویش پایبند بود، رسم مشورت و گفتوگو با بزرگان را به جای آورد. چراکه نیاکان ما همواره مردمانی صدیق، اهل صلاح و وفادار به خرد جمعی بودهاند. بدین ترتیب، موضوع را به شور مردمان نهاد، تا صدای یک دل، تصمیمی ماندگار رقم زند.
اما دریغ و درد که دست اجل، پیش از آنکه فصل شکوفایی این فکر طلوع کند، او را از میان برد و به دیار باقی شتافت. هنوز زمزمههای دلسوزانهاش در خاطر مردم مانده بود که راه ناتمام او، در دل بزرگان ایل، آتش عزم را شعلهور ساخت.
در این میان، نام مرحوم ملا گردو کرمی، بزرگ خاندان کرمی، بهسان صخرهای استوار بر دامنهی ایل شالو میدرخشید. مردی از سلالهی وفاداری، همدلی و درایت، که نه تنها از خوشنامترین کلانتران ایل جلیل شالو بود، بلکه در تمام عمر، نماد صلح، صفا، برادری، و نگهبان سنتها و حرمتها بود.
ملا گردو، بهراستی خورشید هدایت در آسمان پر فراز و نشیب دیار کلمت بود؛ حامی اصلاح، حافظ آرامش، پاسدار امنیت و عاشق خدمت به خلقالله. راهنمایی بیچشمداشت، که دست در دست مردم، مسیر زندگی را هموار میساخت.
اما افسوس و آه که آن اختر فروزان نیز، خاموش گشت...
آری، از ملک بختیاری، میرو اسکندری رفت...
و صدای صلح و صداقت ایل، در سوگی سترگ فرو نشست.
میگفتند: «گویی خود ایلم خاموش گشته… بدانید که نیکو کلانتری رفت.»
ایشان، با همان دوراندیشی ستودنی و قلبی پر از مسئولیت اجتماعی، از میان مردم شریف کلمت، دو تن از مردان وارسته و خوشنام را به عنوان نماینده معرفی نمود:
مرحوم محمد مراد اسدی و مرحوم مشهدی یوسف کرمی؛
دو یار صمیمی، دو خدمتگزار بیادعا، که با اعتماد عمومی، رکن نخستین پروژهی آبرسانی به روستاهای کلمت، نعلکنان، بردرو و رکعت را پایهگذاری کردند.
آنگاه که عقل و ایمان در یک مسیر همراستا شدند، و سنت نیاکان با غیرت نسل انقلاب گره خورد، فصلی نو در تاریخ دیار ما رقم خورد. آری، آغاز این حماسه از اندیشه مردان بزرگ بود، و تداومش با عزم مردمی که کوه را شکافتند، بیل به سنگ زدند، لوله را بر دوش کشیدند، و زندگی را در رگهای خشک خاک جاری کردند.
و چنین بود که آب، این نعمت جاودانه، با عشق، غیرت، رفاقت و ایمان، به کام تشنگان رسید؛ نه فقط به عنوان جرعهای گوارا، که به مثابه نماد زندگی، میراث همدلی، و سندی افتخارآمیز از تاریخ شفاهی و مقاومت اجتماعی روستاهای زاگرس.
پیش از آغاز عملیات اجرایی این پروژه سترگ، نخستین گامهای تعیینکننده و سرنوشتساز اداری و..، به همت مرحوم محمد مراد اسدی و مرحوم مشهدی یوسف کرمی برداشته شد.مرحوم یوسف کرمی مجوزها از استان تا دهدز را گرفتند. ایشان با ارادهای راسخ و نگاهی روشن به آینده روستاها و با پیگیریهای خستگیناپذیر، موفق به اخذ مجوز رسمی از نهادهای دولتی وقت، برای بخشداری گردید. با فراهمسازی بسترهای قانونی و اداری، مسیر اجرای پروژه حیاتی انتقال آب، نخستین جرقههای خود را از تلاشهای این مردان بزرگ دریافت کردند.
مشعل این راه پرچالش اما پرشکوه، به دست مرحوم محمدمراد اسدی و مرحوم مشهدی یوسف کرمی ، فرزندان سرافراز دیار کلمت، سپرده شد. آن ها با همکاری مردم فهیم و سختکوش همان عزم آهنین و روحیهای استوار، ادامهدهنده راه بود و سنگینی این مسئولیت تاریخی را با جان و دل پذیرا شدند. در حقیقت، این سه بزرگمرد و بزرگوار را باید سردمداران حقیقی حماسه آبرسانی به منطقه کلمت.بردرو.نعل کنان.رکعت دانست؛ در کنار این مردان شخصیتهای نامداری چون شکرخدا اسدی و پرویز اسدی، ستونهای استوار این حرکت بزرگ عمرانی، اجتماعی و انسانی را تشکیل دادند.
در اجرای این پروژه بزرگ، بدون حضور نقشهبردار یا مهندس ناظر، استادکار توانمند پرویز اسدی با تکیه بر هوش و تجربه خود مسیر لولهکشی را پیش برد. او در جاهایی که نیاز بود، لولهها را سوراخ میکرد تا جریان هوا مانع حرکت آب نشود. همچنین با درک دقیق از افت فشار، مسیرها را بهگونهای تغییر میداد که آب به صورت ثقلی و روان جریان داشته باشد. در تمام مدت اجرا، با استقامت و تعهد مثالزدنی پای کار بود؛ بهگونهای که چند بار موتور جوش گازوئیلی و لولهها از پرتگاه سقوط کردند، اما او با تلاش بیوقفه آنها را از ته دره بالا آورده و به محل نصب رساند.
در کنار او، استادکار شکرخدا اسدی نیز با تخصص در جوشکاری، دوشادوش برادر خود در سرمای طاقتفرسای زمستان و زیر بارش برف، شبانهروز تلاش میکرد تا کارها پیش برود.
در تاریخ پرافتخار روستای کلمت، نمایندگان همواره نماد وفاداری و مسئولیتپذیری بودهاند؛ کسانی که با دل و جان، صدای مردم خود را به گوش مسئولان میرسانند و برای تحقق آرمانهای جامعه تلاش میکنند.
مرحوم محمد مراد اسدی و مرحوم مشهدی یوسف کرمی نه تنها به عنوان نمایندگان انتقال آب به روستا شناخته میشوند، بلکه دو دوست صمیمی، رفیق و برادری بودند که پیوندشان فراتر از کار و مسئولیت بود. آنان با عشق و همدلی بیمثال، دست در دست هم مسیر سخت تأمین آب را هموار کردند و با قلبهایی پر از امید، برای بهبود زندگی مردم کلمت تلاش بیوقفه نمودند.
این دو بزرگوار، نمونهای از صداقت، شجاعت و همدلی هستند؛ دو رفیق که در کنار هم نه تنها مسئولیتی تاریخی را به سرانجام رساندند، بلکه با پیوند صمیمانه و برادریشان، الگویی جاودانه برای همه نسلها باقی ماندند. یاد و نامشان همواره چراغ راه و نشانهای از عشق به وطن و همدلی در دل مردم کلمت خواهد بود.
این پروژه که با همکاری مردم روستای کلمت و چند روستای اطراف و هدایت شخصیتهای برجستهای چون شکرخدا اسدی و پرویز اسدی به ثمر رسید، نمادی از رفاقت، برادری، کار گروهی و همبستگی اجتماعی در مسیر توسعه پایدار روستایی بود.
انتقال آب از ییلاق جوسر به کلمت، با عبور از مسیرهای سخت کوهستانی و مناطق صعبالعبور، نه تنها نشاندهنده مدیریت جهادی و مشارکت محلی بود، بلکه نمونهای از ایثار، فداکاری و عزم راسخ مردمی در تامین زیرساختهای حیاتی مناطق محروم به شمار میرود. یاد و خاطره این بزرگمردان و تلاشهایشان همیشه گرامی و راهشان پرنور باد.
این اقدام، نه تنها نیاز حیاتی مردم به آب شرب بهداشتی را برآورده ساخت، بلکه الگویی ماندگار در حوزه توسعه اجتماعی، تاریخ شفاهی، فرهنگ خدمترسانی، عدالت آبرسانی و مقاومت روستایی به شمار میرود. این مقاله بر اهمیت ثبت و بازخوانی چنین حماسههایی به عنوان سرمایه فرهنگی و تاریخی بومی تأکید دارد.
باتشکر از :